چشم هایے به رنگ عسل
رو به راهی که رفتی... رو به راهی که ماندم.... و وااااای از این ماندن!
بالا خره تموم شد دستم درد نکنه خیلی زحمت کشیدم شما که نظر نمیدید لااقل خودم خسته نباشی به خودم بگم
ادامه مطلب
خوش اومدی
رو به راهی که رفتی... رو به راهی که ماندم.... و وااااای از این ماندن!
بالا خره تموم شد دستم درد نکنه خیلی زحمت کشیدم شما که نظر نمیدید لااقل خودم خسته نباشی به خودم بگم
ی قسمت دیگه مونده رمان بعدی چی باشه:
۱-بوسه ی تقدیر
۲-دختری در مه
۳-افسون سبز
۴-بامداد خمار
کدووووووما؟؟؟؟؟؟
..........................................
من بد بودم
ولی بدی نبودم ...
« حرفام با شما
آره خود تو که نگات رو این کلمات می لغزه... »
یه دقه بیا پایین ! ...
بغلم کن !
اما من عاشق پرنده ای بودم که از ترس من از گرسنگی مرد
✖چشم هایی به رنگ عسل قسمت ۳✖
یک فریب ساده ي کوچک
آن هم از دست عزیزی که تو زندگی را
جز برای او و جز با او نمی خواهی . . . .
« مهدی اخوان ثالث »
چشم هایی به رنگ عشل قسمت دوم
امیدوارم خوشتوووووووووووون بیاد
........................................
چگونه می تواند؟!
مگر انسان هایی که عمر را بی چرا ، به چریدن مشغولند و سر به زمین فرو برده اند و پوزه در خاک دارند و غرق در آب و علف اند اینها که گوسفندان دوپایند!...